سیستان و گردوغبار؛ بحرانی که از هامون آغاز میشود و به مدیریت میرسد

تداوم طوفانهای گرد و غبار در سیستان بار دیگر زندگی روزمره مردم این منطقه را تحت تأثیر قرار داده است؛ بحرانی که کارشناسان، آن را حاصل همزمان خشکی تالاب هامون، کاهش جریان آب هیرمند، فعال شدن کانونهای فرسایش بادی و نبود هماهنگی مؤثر در مدیریت بحران میدانند.
به گزارش زیست آوا، آسمان سیستان این روزها بار دیگر زیر لایهای از گرد و غبار فرو رفته و شهرهای زابل، زهک، هیرمند، هامون و نیمروز با پیامدهای مستقیم این پدیده دستوپنجه نرم میکنند. کاهش دید افقی، افزایش مراجعات درمانی، اختلال در رفتوآمد و کند شدن فعالیتهای اقتصادی، تنها بخشی از آثار این شرایط است.
کارشناسان محیطزیست و منابع طبیعی معتقدند ریشه بحران ریزگردهای سیستان را باید در مجموعهای از عوامل درهمتنیده جستوجو کرد؛ از خشکسالیهای پیدرپی و افت آورد رودخانه هیرمند گرفته تا خشک شدن بخشهای وسیعی از تالاب بینالمللی هامون و گسترش کانونهای تولید گرد و غبار.
مجتبی گنجی، رئیس بخش تحقیقات منابع طبیعی و آبخیزداری مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی سیستان، در گفتوگو با زیستآوا با اشاره به منشأ شکلگیری این بحران گفت: مسئله گرد و غبار در سیستان پیش از هر چیز به برهم خوردن چرخه طبیعی آب در حوضه هیرمند بازمیگردد و تا زمانی که این چرخه ترمیم نشود، مهار کامل بحران دشوار خواهد بود.
وی افزود: بخشی از این مسئله به شرایط بالادست و آنسوی مرزها مربوط است، اما در داخل کشور نیز هنوز با ضعف در هماهنگی، نبود انسجام مدیریتی و اجرای ناقص برنامهها روبهرو هستیم.
این پژوهشگر منابع طبیعی با تأکید بر اینکه بحران سیستان صرفاً یک مسئله محلی نیست، تصریح کرد: گرد و غبار در این منطقه ماهیتی فرامرزی دارد و آثار آن محدود به ایران نمیشود. به همین دلیل، حل این بحران نیازمند نگاه منطقهای، تعامل بینالمللی و برنامهریزی علمی است.
گنجی یکی از مشکلات اصلی در مواجهه با این پدیده را نبود مدیریت یکپارچه دانست و گفت: وقتی هر دستگاه بهصورت جداگانه عمل میکند، نتیجه نهایی با آنچه باید در میدان اتفاق بیفتد فاصله زیادی پیدا میکند. بحران گرد و غبار به تصمیمهای هماهنگ، سریع و مبتنی بر دادههای واقعی نیاز دارد.
وی همچنین بر ضرورت واگذاری اختیارات بیشتر به مدیران محلی تأکید کرد و افزود: در شرایطی که پیشبینیهای هواشناسی از قبل شدت باد و آلودگی هوا را نشان میدهد، تصمیمگیری باید پیشدستانه باشد، نه پس از آغاز بحران.
به گفته این کارشناس، بخشی از راهحل نیز در اجرای طرحهایی نهفته است که پیشتر توسط مراکز علمی و تحقیقاتی منطقه تدوین شده اما هنوز به مرحله اجرا نرسیدهاند. او ادامه داد: مطالعات لازم درباره کانونهای گردوغبار انجام شده و راهکارهای فنی نیز مشخص است، اما مشکل اصلی در مرحله اجرا و تأمین هماهنگی میان دستگاههاست.
گنجی تأکید کرد: احیای تالاب هامون، تأمین حقابه هیرمند، پرهیز از مداخلات غیرکارشناسی در بستر تالاب و حرکت به سمت مدیریت واحد، از مهمترین اقداماتی است که میتواند در کاهش گرد و غبار مؤثر باشد.
وی خاطرنشان کرد: سیستان سالهاست از پیامدهای تصمیمهای ناهماهنگ و مقطعی آسیب میبیند و اگر قرار است این روند متوقف شود، باید از نگاه کوتاهمدت فاصله گرفت و به سمت مدیریت علمی، پایدار و هماهنگ حرکت کرد.
به گزارش زیست آوا، در حالی که بادهای ۱۲۰ روزه همچنان یکی از ویژگیهای اقلیمی سیستان به شمار میروند، تکرار طوفانهای گرد و غبار نشان میدهد که حل این بحران تنها با اقدامات مقطعی ممکن نیست و نیاز به تصمیمهای جدیتر در سطح ملی و فرامرزی دارد.