لطفا صبرکنید...
یوزپلنگ آسیایی؛ از ویترینِ نمادین تا جزایرِ مرگ

یوزپلنگ آسیایی؛ از ویترینِ نمادین تا جزایرِ مرگ

نویسنده: فاطمه باقری

متخصص محیط‌زیست و مدیرمسئول خبرگزاری زیست‌آوا

نهم شهریورماه در تقویم ملی، به نام یوزپلنگ آسیایی سند خورده است؛ روزی که در ظاهر برای بزرگداشتِ این نمادِ حیات‌وحش نام‌گذاری شده، اما در واقعیتِ علمی، نه روزِ جشن، بلکه زنگِ خطری برای «مدیریتِ رو به زوال» است. آنچه در قالب «حفاظتِ تدافعی» تبلیغ می‌شود، نتوانسته سدِ راهِ «تکه‌تکه شدنِ زیستگاه‌ها» شود و یوزپلنگِ ایرانی را عملاً به کنجِ «جزایرِ مرگ» رانده است. این یادداشت، نگاهی انتقادی به حفره‌های بزرگِ آمایشی و مدیریتی دارد که بقایِ یوزپلنگ را به «مدیریتِ مرگِ تدریجی» تقلیل داده است.

نهم شهریور، بیش از آنکه مناسبتِ جشن باشد، روزِ «سوگواریِ علمی» است. هر سال که می‌گذرد، ویترینِ حفاظتِ موجود شکیل‌تر می‌شود، اما در میدانِ عمل، یوزپلنگِ ایرانی با سرعتِ تمام به سمتِ پایانِ مسیر پیش می‌رود.

در علمِ محیط‌زیست، واژه‌ی «جزیره‌ای شدنِ زیستگاه» مکرراً شنیده می‌شود؛ اما واقعیتِ ساده‌تر و تلخ‌تر این است: یوزپلنگِ توران، اکنون در حبس است. نبودِ راهِ ارتباطیِ امن برای یافتنِ جفت یا تغییرِ قلمرو، این گونه را در محاصره قرار داده است. درون‌آمیزی و مشکلاتِ ژنتیکی که اکنون گریبانِ این گونه را گرفته، پیامدِ مستقیمِ نادیده گرفتنِ نیازهایِ زیستگاهی است. یوزپلنگ به «قرنطینه» نیاز ندارد، بلکه به «پهنه» نیاز دارد؛ به قلمرویی که در آن صدایِ بولدوزرها، آرامشِ حیات را نبلعد.

این مدلِ «حفاظتِ تدافعی» که سازمان‌ها بر پایه آن حرکت می‌کنند، یوز را نجات نمی‌دهد. دست‌اندازی به حاشیه‌یِ مناطق امن و جاده‌کشی‌هایِ بدونِ آمایش، عملاً یوز را در جزایرِ مرگ حبس کرده است.

رسالتِ «زیست‌آوا» تکرارِ شعارهایِ همیشگی نیست؛ بلکه فریادِ اعتراض به این واقعیت است که یوزپلنگ، «شرفِ محیط‌زیستیِ» این سرزمین است که زیرِ چرخ‌هایِ «توسعه‌یِ افسارگسیخته» له می‌شود. اگر روند فعلی تغییر نکند، باید با خود صادق بود: دیگر بحثِ حفاظت در میان نیست، بلکه بحثِ مدیریتِ «مرگِ تدریجی» یک گونه است.

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

نظرات بسته شده است.