گردشگریِ بیمرز و آبزیانِ در محاصره؛ بهای سنگینِ یک تفرج

نویسنده: فاطمه باقری
متخصص محیطزیست و مدیرمسئول خبرگزاری زیستآوا
تقارن پنجم مهرماه؛ پیوندِ دو مفهومی است که در برنامهریزیهای توسعهای کشور پیوسته روبروی یکدیگر ایستادهاند: «توسعه گردشگری» و «بقای آبزیان». در شرایطی که صنعت گردشگری چشم به پهنههای آبی دوخته، حیات زیر آب زیر بار سنگین توسعه لجامگسیخته، پسابها و آلودگیهای تفرجی در حال خفگی است. این یادداشت به بررسی ضرورت بازتعریف گردشگری ساحلی و دریایی بر مبنای «ظرفیت برد اکولوژیک» میپردازد.
پنجم مهرماه در تقویم، همنشینی معناداری دارد؛ روز جهانی گردشگری در کنار روز ملی آبزیان. این همزمانی، بیش از آنکه بهانهای برای انتشار پیامهای تشریفاتی باشد، مجالی برای طرح یک پرسش بنیادین است: ردپای گردشگری بر حیاتِ زیستبومهای آبی ایران تا کجا قرار است پیش برود؟
در ادبیات توسعه پایدار، بومگردی و گردشگری دریایی ابزارهایی برای ارتقای آگاهی زیستمحیطی تعریف میشوند؛ اما آنچه در پهنههای آبی شمال و جنوب و در امتداد رودخانهها و تالابهای کشور جریان دارد، بهرهکشیِ یکسویه از اکوسیستمهاست. از قایقرانیهای پرسرعت و آلودگی صوتی در پهنههای حساس خلیجفارس که زیستگاه پستانداران دریایی و آبزیان بومی را تهدید میکند، تا رهاسازی میلیونها تن زباله پلاستیکی و پساب مراکز تفریحی و اقامتی در سواحل خزر و تالابها، گردشگریِ انبوه عملاً به مهاجمی خاموش برای حیات زیر آب بدل شده است.
مشکل بنیادین در نظام مدیریت محیطزیستی، غفلت از مؤلفهای حیاتی به نام «ظرفیت برد اکولوژیک» (Carrying Capacity) است. مناطق ساحلی و رودخانهای بدون توجه به توان اکوسیستم برای خودپالایی و ترمیم، واگذار و تجهیز میشوند. نتیجه چنین نگاه کوتاهمدتی، تبدیل زیستگاههای زادآوری ماهیان و آبزیان به تفرجگاههای ناامن و آلوده است.
آبزیان، بخش نامرئی اما شریان اصلی تعادل زیستی این سرزمیناند. نابودی این ذخایر ژنتیکی به بهانه رونق اقتصادی، نه توسعه، که نوعی «ورشکستگی اکولوژیک» است. رسالت رسانهای امروز، روشن کردن این حقیقت است که گردشگری زمانی افتخارآفرین و پایدار است که حق حیات ساکنان اصلی دریاها و رودها را به رسمیت بشناسد؛ در غیر این صورت، آنچه ساخته میشود تفرجگاه نیست، گورستان خاموش زیستبومهای آبی است.