زیستگاه چیست و چرا بستر بقای انسان است؟

مشهد _ زیستآوا _ خردشدگی گسترده اکوسیستمها و تغییر بیضابطه کاربری اراضی در ایران، تنوع زیستی کشور را به لبه پرتگاه کشانده و امنیت زیستی و منابع حیاتی انسان را مستقیماً هدف گرفته است.
به قلم: پرستو براهوئی
در درک عمومی، زیستگاه صرفاً مکانی است که جانور در آن حضور دارد؛ اما از نگاه اکولوژی کاربردی، زیستگاه مجموعهای پویا از اجزای زنده و غیرزنده است که در یک تعامل متوازن، پنج مؤلفه حیاتی شامل آب، غذا، پناه، امنیت و بهویژه «پیوستگی سرزمینی» را تأمین میکند. حیوانات در خلأ زیست نمیکنند؛ انتخاب زیستگاه حاصل یک فرآیند سلسلهمراتبی تکاملی و رفتاری است که در آن، گونهها با کمترین هزینه انرژی و بیشترین بازده بقا و تولیدمثل دست به انتخاب میزنند. دیوید الک سالها پیش بر این نکته تأکید کرد که مناسببودن اقلیم بدون ساختار و هندسه مناسب محیطی، بقای جانداران را تضمین نمیکند.
ایران با برخورداری از تنوع کمنظیر بومشناختی—شامل جنگلهای هیرکانی و ارسبارانی، بلوطهای شکننده زاگرس، جنگلهای خشک ایران–تورانی، حرا و مانگروهای خلیج فارس، تا مراتع، بیابانها و تالابها—امروز زیر بار شدیدترین فشارهای انسانی قرار دارد. گونههای بومی و شاخص کشور دقیقاً بازتاب سلامت همین زیستگاهها هستند؛ «سمندر لرستانی» به عنوان دوزیستی وابسته به آبهای خنک و پر اکسیژن زاگرس، با کوچکترین تغییر هیدرولوژیک و اقلیمی تا مرز انقراض پیش میرود و «سنجاب ایرانی» در زاگرس غربی (نظیر لکههای جنگلی ثلاث باباجانی)، با جادهکشی، زغالگیری و تکهتکهشدن پوشش بلوط، بستر باززایی جنگلها را از دست میدهد.
در سوی دیگر، تالابها با دربرگیری تنها ۶ درصد از خشکیهای زمین، بیش از ۱۶ درصد خدمات اکوسیستمی جهانی را به دوش میکشند؛ خدماتی شامل تصفیه طبیعی آب، مهار سیلاب، ترسیب کربن و میزبانی از پرندگان مهاجر. نمونه بارز این افت اکولوژیک در تالاب گندمان و خشکی حوضههای آبی کشور مشهود است، جایی که نوسانات بارشی توأم با سدسازی و بارگذاری کشاورزی، جمعیت پرندگان آبزی را شدیداً کاهش داده است.
انسان متمدن بقای اولیه و تاریخی خود را مدیون شناخت هوشمندانه زیستگاههاست؛ اما امروز پروژههای توسعه خطی (بزرگراهها)، استخراج بیضابطه معادن، چرای مفرط و صنایع آلاینده، این بسترهای حیاتی را از هم گسستهاند. ارزیابی علمی با مدلهای معتبر نظیر تناسب زیستگاه و روشهای آنتروپی بیشینه نشان میدهد که اگر در برنامهریزی کاربری اراضی، لکههای بحرانی شناسایی و صیانت نشوند، هزینه اکولوژیک نابودی زیستگاه مستقیماً گریبانگیر سلامت، تابآوری و سفره غذایی جوامع انسانی خواهد شد.
تحلیل زیستآوا:
زیستگاه، کالای مصرفی پروژههای توسعه نیست؛ شالوده امنیت زیستی است. تبدیل اراضی طبیعی به مناطق صنعتی و جادهای، بدون مدلسازی دقیق و حفظ کریدورهای مهاجرتی، جز تسریع اکوساید و نابودی سفرههای آب نتیجهای ندارد. احیای زیستگاههای بحرانی ایران مستلزم ارزیابی الزامآور اکولوژیک و توقف فوری تکهتکهشدن جنگلها و تالابهاست.