لطفا صبرکنید...
ایران؛ سرزمین هزارچهره زیستی و ضرورت حفاظت بوم‌محور

ایران؛ سرزمین هزارچهره زیستی و ضرورت حفاظت بوم‌محور

به قلم: تینا طباطبائی

تهران _ زیست‌آوا _ گستردگی اقلیمی ایران کلکسیونی از اکوسیستم‌های شکننده پدید آورده که حفاظت از آن‌ها نیازمند کنار گذاشتن نسخه‌های یکسان مدیریتی و اتخاذ رویکرد بوم‌محور است.

ایران به واسطه گستره جغرافیایی و تفاوت‌های چشمگیر اقلیمی، فراتر از یک واحد سرزمینی ساده، مجموعه‌ای درهم‌تنیده از اکوسیستم‌های متنوع است؛ از جنگل‌های متراکم شمال تا فلات مرکزی و کرانه‌های خلیج فارس، هر ناحیه دارای امضای بوم‌شناختی منحصر‌به‌فردی است که ستون فقرات امنیت زیستی کشور را تشکیل می‌دهد. تحلیل وضعیت این پهنه‌ها نشان می‌دهد که رویکردهای سنتیِ متمرکز و یکسان‌نگر نمی‌تواند پاسخگوی چالش‌های حفاظتی این جغرافیای متکثر باشد:

۱. جنگل‌ها؛ ریه‌های تنفس و ستون فقرات بوم‌شناختی

جنگل‌های کهن هیرکانی با قدمت تاریخی بازمانده از دوران سوم زمین‌شناسی و بلوط‌زارهای زاگرس به عنوان ستون فقرات تنوع جانوری، راهبردی‌ترین زیستگاه‌های جنگلی کشور به شمار می‌روند. حضور گونه‌های چتر و راس هرم غذایی از جمله پلنگ ایرانی و خرس قهوه‌ای، شاخص سلامت عملکردی این اکوسیستم‌هاست. با این وجود، توسعه شتاب‌زده شبکه راه‌ها، تغییر کاربری اراضی و گسترش لجام‌گسیخته کانون‌های سکونتی، این پهنه‌های پیوسته را به جزایر اکولوژیک خردشده و آسیب‌پذیر بدل کرده است.

۲. تالاب‌ها و پهنه‌های آبی؛ شریان‌های حیات و امنیت زیستی

پهنه‌های تالابی و حوضه‌های رودخانه‌ای کشور شریان‌های بنیادین تغذیه آبخوان‌ها، زیست آبزیان و فرودگاه‌های زیستی پرندگان مهاجرند. شواهد علمی حاکی از آن است که تاب‌آوری بوم‌شناختی سکونتگاه‌های انسانی مستقیماً به پایداری این پهنه‌ها گره خورده است؛ اما دستکاری‌های ساختاری در رژیم هیدرولوژیک، بارگذاری مفرط بر حوضه‌ها و انسداد حق‌آبه‌های زیست‌محیطی، تالاب‌ها را به اکوسیستم‌هایی شکننده تبدیل کرده که با کوچک‌ترین نوسان اقلیمی دچار فروپاشی زنجیره غذایی و تولید کانون‌های گردوغبار می‌شوند.

۳. کوهستان‌ها و بیابان‌ها؛ قلمرو شگفت‌انگیز سازگاری

رشته‌کوه‌های البرز و زاگرس افزون بر ارزش زیستگاهی ویژه، به منزله موانع طبیعی ژنتیکی یا کریدورهای حیاتی جابه‌جایی گونه‌ها عمل کرده و نقش اساسی در تنوع‌زایی زیستی ایران داشته‌اند. در نقطه مقابل، بیابان‌ها و کویرهای مرکزی دهه‌ها با نگرش نادرست «اراضی لم‌یزرع و فاقد حیات» نگریسته شده‌اند؛ در حالی که این عرصه‌ها مأمن گونه‌های تخصصی با ارزش‌های ژنتیکی کمیاب برای بقا در شرایط حداکثری خشکی‌اند و نادیده گرفتن کارکرد آن‌ها در طرح‌های توسعه‌ای، تهدیدی مستقیم برای ثبات سرزمینی محسوب می‌شود.

۴. پهنه‌های دریایی و ساحلی؛ پیوند اقتصاد و اکولوژی

محصور بودن کشور میان دو پهنه آبی راهبردی—دریای خزر در شمال و حوضه خلیج‌فارس و دریای عمان در جنوب—ظرفیت‌های دریایی کم‌نظیری ایجاد کرده است. این گستره‌ها علاوه بر میزبانی از پستانداران دریایی، مرجان‌ها و گونه‌های بومی آبزی، بستر اصلی معیشت جوامع محلی ساحل‌نشین هستند و هرگونه ناپایداری در چرخه زیستی آن‌ها آثار مخرب مستقیم بر اقتصاد ساحلی بر جای می‌گذارد.

نسخه واحد حفاظتی؛ بن‌بست مدیریت محیط‌زیست

«تهدیدهای طبیعت ایران یکسان نیستند؛ بنابراین سازوکارهای صیانت از آن نیز نمی‌تواند در قالبی واحد و کلیشه‌ای گنجانده شود.» در حالی که در اکوسیستم‌های جنگلی هیرکانی و زاگرس «جاده‌سازی و خردشدگی زیستگاه» بزرگ‌ترین عامل تخریب است، در پهنه‌های تالابی «بحران مدیریت تخصیص منابع آب» اولویت نخست را دارد و در عرصه‌های بیابانی «توسعه نامتوازن بخش کشاورزی و چرای مفرط» فشار مضاعف وارد می‌کند. حفاظت پایدار زمانی محقق خواهد شد که طرح‌های مدیریتی بر پایه تفکیک بوم‌ناحیه‌ها، ارزیابی دقیق ریسک و تجویز راهکارهای بومی‌سازی‌شده استوار گردند.

تحلیل زیست‌آوا:

اعمال سیاست‌های حفاظتی یک‌دست برای جغرافیای متکثر ایران، هدررفت منابع و استهلاک اکوسیستم‌ها را به همراه داشته است. نجات تنوع زیستی کشور مستلزم استقرار نظام مدیریت منطقه‌ای، تدوین برنامه‌های عمل مبتنی بر بوم‌ناحیه و ارزیابی موشکافانه فشارهای توسعه‌ای ویژه هر اقلیم است.

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

نظرات بسته شده است.